X
تبلیغات
رایتل
وبلاگ اساتید علیه تقلب ف ی ل تر است. چرا؟ نمی دانم! گردانندگانش نیز نمی دانند. عنوان پست تازه وبلاگ تقلب شرم آور دیگر و نامه دکتر آخانی خطاب به متقلب نام دارد. چرا از آشکار شدن تقلب جامعه ما هراسی ندارد؟ با توجه به ف ی ل تر بودن سایت متن نامه را در اینجا قرار دادم تا دوستان هم با این وبلاگ آشنا شوند و هم نظر و راه کار خود را بیان کنند.

آقای معاونی

امروز همکاران مقاله ای برای من ارسال کردند که شما عینا از مقاله چاپ شده ژورنال معتبرPlant Science سرقت کرده اید. البته بی انصافی نیست که شما در تهیه آن زحمت هم کشیده اید مثلا آدرس را عوض کرده و هم چنین بخش تشکر را حذف کرده‌اید. من نمی‌دانم شما دانشجونمایید یا استاد‌نما یا هر موجود دیگری. اما شما یک فصل مشترک با من دارید و آنهم ایرانی هستید (از اصلتان اطلاع ندارم). به دزدی هم کاری ندارم که متاسفانه شغل درصد بالایی
از افراد جامعه شده است. اما شما دارید به مقدس ترین دستاورد بشر دست‌درازی می کنید و آنهم علم و قلم است که خداوند به آن سوگند می‌خورد. شما آبروی کشور ایران را در حساسترین مقطع تاریخی ما در جهان می برید و آنقدر نادانید که در عصر الکترونیک نمی دانید که چنین دزدیهایی فقط تا چند روز پنهان می ماند. بنابراین از نظر هوشی هم بسیار ضعیفید. حتما برادر دزدتان آقای داداشی در دانشگاه آزاد گرگان را بخاطر می آورید (شاید هم نمی‌آورید چون اگر اهل کتاب و مقاله بودید کار او را تکرار نمی کردید). او در تاریخ علم رسوا شد و سالها به عنوان مثالی در کتب اخلاق علمی از او به بدی یاد خواهد شد. گو اینکه در کشور ما و بخصوص نو رسیده های دانشگاه آزاد (البته در دانشگاههای دولتی هم هست ولی به مراتب کمتر) مسابقه دزدی در گرفته و یکی پس از دیگری می خواهد نامش در کتاب گینس ثبت شود که [کی‌] دزدتر از دیگری است (نگاه کنید به مقاله پیوست). من همان توصیه‌ای که به داداشی کردم (و گوش هم نداد) به شما می کنم، همین امروز از هر شغل و نسبت دانشگاهی (دانشجو یا عضو هیئت علمی) که دارید استعفا دهید و با نوشتن نامه به نویسنده(گان) مقاله، ناشر، رئیس دانشگاه و روزنامه‌ها بنویسید که اشتباه کرده‌اید تا شاید سببی شوید که این کثافت کاری‌ها از جامعه علمی پاک شود. هر چند می‌دانم این کار را نمی‌کنید فقط مجبورم عرق شرم بر پیشانی خود بریزم که افرادی چون شما وطن من را هر روز زشت تر و آلوده تر از روز قبل می‌کنند و هم زمینه را بد نام کردن ایران و ایرانی در جهان و تاریخ فراهم می کنند. در صورتی‌که هدف علم و دانش بهتر کردن وطن و دنیا است. 

شرمتان باد
آخانی
موخره: متوجه شدم که ایشان معاون پژوهشی دانشگاه آزاد شعبه قدس تهران هستند.
لینک دکتر آخانی




کوچ زمستانی لاتیدان 2 به لاتیدان3 . خانه نو مبارک.

غفلت از زبان بومی و اضمحلال طبیعت عنوان مقاله ای است به قلم امیلیا نرسیسیانس چاپ شده در آخرین شماره فصل نامه مجله زبان شناسی، شماره اول، بهار وتابستان 1389، تاریخ نشر آبان 1390.

همان گونه که از عنوان مقاله پیداست، ارتباط زبان و گویش در حفظ طبیعت از مطالبی است که کمتر به آن پرداخته شده است. این موضوع بیشتر در نواحی دور از مرکز مشهودتر به چشم می آید. با توجه به تجربه و علاقه شخصی این نابودی را به عینه در چنین مناطقی دیده ام. هرگاه شما واژه خاص و انحصاری اشیا، ابزار، گیاه، درخت ، سنت و ساختاری را فراموش کنید و یا نسل جدید از آن بی خبر باشند، طبعاً در نگاه داشت آن نیز دقت و تعصبی نخواهند داشت.

امیلیا نرسیسیانس در مقدمه مقاله خود آورده است که: (( تحقیقات متعدد حاکی از وجود رابطه مستقیمی است بین اضمحلال زیست بوم زبان و گویش های محلی.))

 معمولاً از نقش ارتباطی زبان در طرح های زیست محیطی غفلت می شود. کم توجهی به دانش بومی مستقر در زبان نیز به زیان های جبران ناپذیری منجر می شود. از مثال های ملموس ذکر شده در مقاله، نمونه های گیاهان دارویی - کشاورزی و شیوه های ماهیگری است که در استان هرمزگان به نحو بارزی به چشم می آید.

خواندن این مقاله را به دوستان توصیه می کنم. (( چنان چه به اصل مقاله دسترسی ندارید دستور فرمایید تا ایمیل شود.)

فرش خاکی هرمز به همت هنرمندان هرمزگان به زیبایی و شکوه تمام به انجام رسید. جهت آشنایی با مجریان طرح به لاتیدان مراجعه کنید.




فیلم تحسین شده  درخت زندگی به کارگردانی ترنس ملیک و بازیگری شان پن و برد پیت محصول 2011 آمریکا و برنده نخل طلای جشنواره فیلم کن.



درخت زندگی فیلمی است به شدت تصویرگرایانه که مجموع کلام آن به به بیش از یک صفحه نیز نمی رسد. فیلمی با مضمون خلقت و سرگشتی انسان. شخصیت ها بیشتر نگران اعمال خود هستند تا درستی آن. در واقع فیلمی که نحوه بیان آن به شعری سینمایی می رسد. ترنس ملیک گرچه از فوق ستاره ها بهره برده، همان گونه که خود در معدود مصاحبه هایش اشاره نموده: بازیگران در واقع همانند عنصر رنگ برای نقاش هستند که از چینش و ترکیب درست آن زیبایی حاصل می شود. شان پن در مصاحبه ای درباره فیلم عنوان کرده که: ملیک متنی که بر احساسات شما تاثیر بگذارد در اختیار شما قرار نمی دهد، بلکه شما باید آن را بسازید. شان پن با وجود حضور مختصر اما تاثیر گذار در این فیلم از آن نوع بازیگری که منجر به دستیابی به جوایز اسکار بوده پرهیز کرده و بیشتر یادآور سکانس هاس سرگشتگی وی در فیلم رودخانه مرموز است. پن حضور خود را اندک ولی به یاد ماندنی می داند.


ریچار برودی منتقد فیلم مجله نیویورکر درخت زندگی را فیلمی در حمایت زندگی دانسته .

برابر کتاب پیدایش درخت زندگی در باغ بهشت قرار دارد. که برخی آن را به سرچشمه ی حیات نیز تفسیر می کنند. شاید ترنس ملیک به موضوع درد جاودانگی که دغدغه ی همیشگی بشر بوده اشارتی دارد.

برد پیت بازی تیپیک همیشگی هالیود پسند را کنار نهاده و بیشر سعیش در نمایش شخصیتی معمولی است. دوربین ترنس ملیک آگاهانه در هیچ صحنه ای جذابت ها مردانه و زیباییش را به تصویر نمی کشد.



ترنس ملیک کارکردگان کم کار و گزیده کاری است که پنجمین و آخرین فیلمش بعد از سی و هشت سال کارگردانی در سینما به انجام می رسد.  شروع حضور شان پن در صحنه ی بیدار شدنش در آسمان خراش اولین تصویر سازی ملیک در زمان حال می باشد. Badlands  داستانش در دهه سی و چهل میلادی رخ می دهد.  روزهای بهشت در اوایل شروع قرن بیستم، خط قرمز باریک در سال های جنگ جهانی دوم و دنیای جدید مرثیه ای است برای سرخ پوستان در قرن ها پیش.

اگر منتظر فیلم جدید ترنس ملیک بوده اید دیدن آن را به شما توصیه می کنم. فیلمی که بیش از دو ساعت شما را در اوج نگه می دارد.

 



قلات فارس شهریور 1390