X
تبلیغات
رایتل

دایرة المعارف (دانش نامه ) ایرانیکا

کاری سترگ و کارستان


گفتگوی مهرانگیز رساپور با دکتر احسان یارشاطر درباره‌ی " ایرانیکا "  Iranica  کلیک کنید

بخش هایی از مصاحبه ی رساپور با دکتر یارشاطر:

 ... م : آقای دکتر یارشاطر، پروژه‌ی بسیاربزرگ شما که هدف آن تألیف دانشنامه‌ای جامع برای فرهنگ و تمدن ایرانی در تمامی گستره‌ی تاریخی و جغرافیایی آن است، با پشتکار و کوشش بی‌مانند شما اکنون به جایی رسیده است که می‌توان آن را پروژه‌ای موفق دانست که به نیمه‌ی خود نزدیک می‌شود و می‌توان امیدوار بود که به پایان برسد. شما در آغاز چند سال برای اتمام آن پیش‌ بینی می‌کردید و حالا، به برآورد شما، چند سال به پایان آن مانده است؟

ی : درآغاز تصور می‌کردم که «دانشنامه‌ی ایرانیکا» در هشت جلد بزرگ پایان خواهد پذیرفت. بعد که «ایرانیکا» شروع به انتشار کرد معلوم شد دامنه‌ی کار بسیار وسیع‌تر ازآن است که تصور می‌کردم و امروز گمان نمی‌کنم که به کمتر از چهل جلد به انجام برسد. علت این تفاوت این است که سابقه‌ای برای چنین اثری وجود نداشت و درآغاز نمی‌شد درست حدس زد که چند مجلد لازم خواهد بود.

م : به نظر شما، آیا دانشنامه‌ی ایرانیکا تا کنون توانسته است همه‌ی دست آوردهای ایران ‌شناسی را در خود منعکس کند؟

ی : «ایرانیکا» تا جایی که به چاپ رسیده و تا جایی که علاوه بر آن در اینترنت انتشار یافته خوشبختانه توانسته است آخرین پژوهش‌های ایرانشناسی را در معرض استفاده‌ی خواستاران قرار بدهد. سابقاً «ایرانیکا» فقط به صورت مجلداتی که مقالات آن تابع ترتیب الفبائی است منتشر می‌شد. امّا از سه سال پیش «ایرانیکا» برنامه‌ی دیگری نیز در پیش گرفته که تکمیل «ایرانیکا» را به صورت فوق‌العاده‌ای تسریع می‌کند. و آن انتشار مقالات بدون رعایت ترتیب الفبائی، بلکه با رعایت اهمیت مطالب و وجود دانشمندانی که از عهده‌ی تألیف آنها برآیند است. این برنامه اکنون بیشتر وقت و بودجه‌ی «ایرانیکا» را به خود تخصیص می‌دهد. بطوری که از هر ده مقاله‌ای که امروز دعوت می‌شود اقلاً هشت مقاله از این مقوله است و یک یا دو مقاله با رعایت ترتیب الفبائی. البته مقالات اینترنت نیز بتدریج و به نوبت به طبع خواهد رسید، امّا استفاده‌ی از آنها خیلی زودتر از طریق رجوع به سایت «ایرانیکا» یعنی www.iranica.com که فعلاً به رایگان در اختیار همه قرار دارد میسر است.

...

قلات فارس شهریور 1390









معرفی کتاب

بلوچستان ناشناخته۱ عنوان کتاب بسیار باارزشی است که E. A. Floyer در سال ۱۸۸۲ آن رادر لندن به چاپ رساند. فلویر (لندن ۱۸۵۲- قاهره۱۹۰۳) مکتشف،سیاح، نویسنده و نخستین رئیس ایستگاه خط تلگراف شرکت هند و اروپایی جاسک بود. بعد از طغیان و قیام هند در سال ۵۸-۱۸۵۷ دولت انگلستان نیاز شدیدی داشت که بین هندوستان و لندن ارتباط مستقیمی برقرار گردد. در سال ۱۸۶۲ دولت انگلیس از طریق کراچی پاکستان خط تلگراف را تا چابهار ادامه داد. و در سال ۱۸۶۸ تا شهرستان جاسک گسترش یافت و از آن جا تا بوشهر توسط کابل هایی که در دریا کار گذاشته شده بود، دو کشور را به هم متصل می نمود. فلویر از ۱۷ سالگی در شرکت تلگراف هند مشغول به کار گردید. بعد از سالها خدمت درچنین ایستگاه هایی در سال۱۸۸۷ ازفرصت مرخصی طولانی خود استفاده نمود و در حالی که بیمار بود با مسوولیت و هزینه ی خود، تصمیم گرفت که مسیر ناشناخته ی جاسک، بشکرد ( مکران) میناب را طی کند و از مسیر کرمان، سفر خود را ادامه داه تا سر انجام بعد از رسیدن به بصره و بغداد از مرز ترکیه بگذرد و به سرزمین خود برسد. فلویر  بعد از این به  سمت  بازرس کل در شرکت تلگراف مصر منصوب گردید و به مدت ۲۵ سال در آن جا تا هنگام فوت ماند. فلویر به پاس زحماتش در گسترش شرکت تلگراف مصر، مدال افتخار ملقب به ( مصر ۱۸۸۲ )  را دریافت نمود.



کتاب بلوچستان ناشناخته از ۲۰ فصل تشکیل شده که بیشترین حجم یادداشت های سفر مربوط به سفر فلویر به جاسک، بشکرد، میناب، جزیره هنگام ، قشم، بندرعباس، لنگه و بوشهر می باشد. در بیشتر موارد وی برخی از نام ها را ریشه یابی کرده و اشارات متعددی به نام گل ها و گیاهان می کند. اطلاعات بسیار مفیدد و جذابی نیز از زندگی، کار،مردم  و خوانین بشکرد ارائه می دهد.

در این سفر از همراهان زیادی یاد می کند و بیشتر همه به نیکی از غلام شاه، تاجو و جلال می نویسد که در بیشتر طول سفر همراه او بوده اند. از یادداشت های فلویر این گونه بر می آید که آشنایی زیادی با انواع نژاد های شتر داشته است در بخشی از کتاب نحوه ی خرید و فروش شتر را در آن دوره این چنین شرح می دهد:

فروشنده: اکنون من این شتر را به سی و پنج کروش ( قروش ) به شما می فروشم.

خریدار: من این شتر را می خرم.

فروشنده: چنان چه این شتر، کور، لنگ، بیمار و بی فایده نیز باشد، تو آن را در قبال  سی و پنج کروش خریده ای.

خریدار: خریدارم.

فروشنده: به خدا سوگند، تا جائیکه می دانم، این شتر کاملاً از هر عیب مبرا و بسیار چالاک است و هیچ چیزی را که بعد از این شما بگویید نمی پذیرم.

خریدار : خریدارم.

از دیگر مطالب کتاب اشاره به شیوه ی زندگی و بویژه سلسله مراتب خان و رعیتی است. برده داری پدیده ی رایجی بوده که فلویر بارها به آن اشاره می کند. فلویر از مکتب خانه هایی می گوید ( بخصوص در روستای بینت) که گلستان و حافظ در آن تدریس می گشته است. دقت وی در ثبت مختصات جغرافیایی، ساعت و روز ورود و خروج از مکان ها، اشتیاق و علاقه وی را به سفر و اکتشاف نشان می دهد. فلویر در مسیر حرکت خود از جاسک به انگهران به باغ ها و زمین های کشاورزی بر می خورد که در آن جا حتی برنج نیز می کاشتند. وی حتی به مرغوبیت کالاها نیز پرداخته. در بخشی می گوید که بهترین نوع باروت اسلحه باروت ساخته میناب و بشکرد می باشد. باروت های بلوچی و بندرعباسی را به جهت این که از بمبئی وارد می شده مناسب ندانسته است. در جایی از بشکرد به خانی برمی خورد که ریشه ی خود را هندوستانی می داند و زبان هندی را نیز بلد بوده است. فلویر برای رسیدن به انگهران مجبور می شود بخش زیادی از راه را پیاده طی کند.

ایلیا گرشویچ2 زبان شناس و ایران شناس، که در سال1956 میلادی از منطقه بشکرد دیدن می کند و به مدت بیش از سه ماه (105روز) در آن جا می ماند، اشاره می کند که پنجاه سال بعد دکتر گابریل و همسرش نیز همین مسیر را به جز شهباوک، طی می کنند. به علاوه این که آن ها مسیر مستقیم دیگری، از درپهن به انگهران را کشف می کنند. هریسون نیز در سال های 3 -1932 از جاسک به گرهون می رود و یافته های فلویر را تائید می نماید.

قلعه جاسک

وی قبل از شروع سفر نهایی و طولانی خود دو بار نیز در خلیج فارس و دریای عمان دست به ماجراحویی می زند. در یکی از این سفرها با کشتی بخار عازم جزیره ی هنگام می شود و بعد از چند روز اقامت که با حوادثی نیز همراه است راهی جزیره قشم  می شود. وی در جزیره قشم از چندین روستای آن دیدن نموده و شرح مفصلی نیز از رفتار شیخ قشم به دست می دهد. سپس با مکافات فراوان خود را به بندر عباس می رساند. در ساحل نزدیک سورو پهلو گرفته، چند روزی مهمان مقامات انگلیسی بوده و بعد از آن برای ملاقات یکی از مقامات محلی به میناب می رود. در برگشت از میناب از بندر عباس به لنگه و سپس به بوشهر رفته و از آن جا راهی ایستگاه کاری خود در جاسک می گردد.

 در آخرین مرحله ی سفر اکتشافی فلویر، در ابتدا از جاسک به انگهران، مرکز بشکرد سفر می کند. و سپس از سردشت، شهرباوک، جگدان، درپهن  و سندرک قبل از رسیدن به کرمان دیدن می کند. فلویر در جای جای کتاب، مختصات جغرافیایی از قبیل طول و عرض و غیره را با دقت ذکر نموده است. در پایان کتاب ضمائمی را نیز الحاق نموده است. در یکی از این ضمائم (A ) عباراتی کوتاه از ۶ زبان بلوچی، پشتو، عربی، انگلیسی،  فارسی و برای نخستین بار بشکردی ارائه می دهد.



ظاهراً این کتاب هنوز به فارسی ترجمه نگشته است.خواندن این کتاب را به علاقه مندان تاریخ هرمزگان توصیه می کنم.

نت تم چند آهنگ مورد علاقه وی :

 تم (فضای) در پهن - اهنگ شب قراولان جاسک- آوازخوانی خنیاگران




طرح ایستگاه تلگراف جاسک:



خنیاگران بلوچ:



شام در بمپور


1- E. A. Floyer, Unexplored Baluchistan, London, 1882; repr. Quetta, 1977.


2- I. Gershevitch, “Travels in Bashkardia,” Journal of the Royal Central Asian Society 46, 1959, pp. 213-24.